|

بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا :اخلاص !اخلاص
و میدانم ، ای خدا ، میدانم، که برای عشق، زیستن، وبرای زیبایی و خیر ، مطلق بودن، چگونه آدمی را به "مطلق میبرد"،چگونه اخلاص،این وجود نسبی را،این موجود حقیری را که مجموعه ای از احتیاج ها است و ضعفها و انتظارها،"مطلق" میکند!
در برابر بیشمار جاذبه ها و دعوت ها و ضررها و خطرها و ترس ها و وسوسه ها و توسل ها و تقرب ها و تکیه گاهها و امیدها و توفیق ها و شکست ها و شادی ها و غمهای همه حقیر که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما را بر خود میلرزانند، و همچون انبوهی از گرگ ها و روباه ها و کرکس ها و کرم ها ، بر مردار" بودن" ما ریخته اند،
با یک" خودخواهی عظیم انقلابی"،-که معجزه ی ذکر است و زاده ی کشف "بندگی فروتنانه ی خویشتن خدایی انسان"است-ناگهان عصیان می کند،-عصیانی که با "انتخاب تسلیم مطلق به حقیقت مطلق"فرا می رسد و از عمق فطرت شعله میکشد-و سپس با تیغ "بوداوار" بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی ،"مجرد" میشود و آنگاه ،از بودا فراتر می رود، وبا دو تازیانه ی "نداشتن" و "نخواستن"،همه ی آن جانوران آدمخوار را از پیرامون "انسان بودن" خویش ،میتاراند،و آنگاه،
آزاد،سبکبار،غسل کرده و طاهر، پاک و پارسا،"خود"شده و "مجرد"و"رستگار"،انسان شده و بی نیاز،
به بلند ترین قله ی رفیع معراج "تنهایی" میرسد و آنجا ، همه ی "من" های دروغین و زشت را،-که گوری است بر جنازه ی شهید آن "من"زیبا و خوب ، که همیشه در آن مدفون است و از چشم خویشتن نیز مجهول و از یاد خویشتن نیز فراموش-فرو میریزد،
با "ذکر"، با "جهاد بزرگ"، و با "مردن پیش از مرگ".
از درون ، به هجرت آغاز می کند ، هجرت از "آنکه هست "، به سوی "آنکه باید باشد.
.
.
نیایش اثر معلم شهید استاد دکتر علی شریعتی |